پسر خوش زبون مامان
عزیز دل مامان سلام
امروز اومدم تا از خوش زبونی هات بگم .
نازنازی مامان شما این روزا خیلی خوش زبون شدی و به قول همه باحال حرف میزنی و منم از این بابت خیلی خوشحالم البته گاهی اوقات از بس حرف میزنی که من و بابایی رو کلافه میکنی و ما اصل نمی دونیم که چه جوابی باید بهت بدیم ولی در هر حال وقتی خونه نیستی یا خوابی اونوقته که ما میبینیم که چقدرررررررررر دوروبرمون سوت و کوره وما هم حسابی حوصلمون سر میره
مثلا از صبح که از خواب بیدار میشی از اونجایی که عاشق غذای املتی میگی مامانم نند طاطا اُموت میخواد .
چند روز پیش داشتم جلو مبلی رو مرتب میکردم از اتاقت یا به قول خودت اَتوخ نند طاطا بیرون اومدی و با کلی هیجان بهم گفتی وا مامان خیلی عالی شد.
یه روز با هم رفته بودیم بیرون ، وقتی داشتیم برمیگشتیم من بهت گفتم محمد طاها یکمی عجله کن تا زودتر برسیم من خسته ام ، اونوقت رو کردی بهم گفتی مامان میخوای ددلت کنم .
هر وقت که غذا میخوری میگی مامان نرسی و بعد دستاتو میگیری بالا و میگی الهی خوکر.
چند روز پیش داشتم وقتی خونه رو تمیز میکردم اومدی بهم گفتی مامانم تُمَت میخوای .
وقتی ازمون چیزی مثل آب میخوای میگی حومن(لطفا) به نندطاطا آب بده.
یا وقتی کامپیوتر خاموش میکنی میگی بابیتر و حاموش کردم .
به شما میگی هما ، به تلویزیون میگی بی بی زیون ، به ماشین تانک میگی ماچین تان ،
به 206 میگی بی بیست و بیست ، یا به آبجی مهنا میگی آجی نهنا ، به نوشابه میگی موبابه، به سوسک میگی هوسک .
و خیلی از چیزای دیگه که اگه بخوام بگم خودش یه کتاب فرهنگ لغت میشه
این عکسارو که برات گذاشتم مال ماها پیشه ، دیروز وقتی داشتم آرشیو عکساتو مرتب میکردم اینارو دیدم، از بس خوش تیپ بودی حیفم اومد نذارم تو وبلاگت.
این عکسا مال روزی که برده بودمت پارک...............




قربونت برم که همش دوست داری عینک مامان و به چشمات بزی



ایناهم از مسی آینده ما




دوستت دارم زییییییییییییییییییییییاد



پسر خوش زبون مامان 


